منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

منوی کاربری

:: خوش آمدی : [Login_Name]
:: آخرین ورود:[Login_Date_Last]
:: نام کاربری : [Login_Username]
:: پنل کاربری
:: مشاهده پروفایل
:: ارسال پست جدید
:: ویرایش پروفایل
:: خروج از سایت
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 25
:: کل نظرات : 0

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 2
:: بازدید هفته : 35
:: بازدید ماه : 62
:: بازدید سال : 152
:: بازدید کلی : 152
نویسنده : aseman1394
پنج‌شنبه 13 اسفند 1394
به دوروبرم که نگاه میکنم بچه هایی را میبینم که به خاطر موقعیت اجتماعی پدرومادرشان در بهترین شرایط زندگی و تحصیل میکنند و...
به خودم نگاه میکنم نه امکانات علمی پیشرفته نه کلاسهای تخصصی آخر مگر میشود مقایسه ی دقیق انجام داد این کجاو آن کجا
دوروبرم پراست از این مثال ها و موقعیت ها
شاید این بخشی از قضاو قدر هر کسی است که از پیش تعیین شده
دیروز با مادرم درددل کردم گفتم وگفتم و او فقط باجان ودل گوش کرد و برایم چنین حکایت کرد عزیزدلم پسر نازم به نداشته ها غبطه نخور به داشته هایت بیندیش که آیاهرکدام سرجایش استفاده میشود یا خیر
مهم این نیست که گره در گره غرق در افکار وسردرگم به کجا میروی مهم این است که چگونه با وجود کمی داشته ها پا به پای از ما بهتران پیش بروی نه به ناکجاآباد .بلکه به سمت آینده ای که تو را اشباع از شادی و رضایت وجدان کند پسرم خدارا شکر که می اندیشی چرا که توانایی اندیشیدن برکتی است که خدا به هر کس عنایت نکرده این نعمتی است که بندگان خالص، متبرک به آن می شوند. خود را به بزرگان دین بسپار که بهترین همراهند و توکل بر خداداشته باش که عالیترین ثروت است ...
واکنون من به اوج می اندیشم آنجاکه ثابت کنم نور دست یافتنی است برای هر کس که رونده ی راه متعالی رفتن به سوی خدا باشد
در زیر سایه ی دینی ناب و میهنی پر افتخار

:: بازدید از این مطلب : 480
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : aseman1394
جمعه 07 اسفند 1394
 
انتخابات
 
 
امروز با چشم خودم حماسه ای دریایی را نظاره گر بودم ایرانیان فوج فوج با اطمینان خاطر و غرور ملی مشتی شدند بر دهان ابرقدرت هایی که با تبلیغات سرسام آور خود به خیال واهیشان میخواستند عرق ملی را کمرنگ کنند .
کابوس شبانه روزیشان پوچ و باطل شد
سپاس از این همه شور و عشق و یکپارچگی عزمتان مستدام و اتحادتان پایدار
 
 
به عشق رهبرم رای میدم....

:: بازدید از این مطلب : 322
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : aseman1394
جمعه 07 اسفند 1394
درمسیر زندگیم یا بن بست است یابی انتهایی جاده های سردرگمی
کاش بیایی مولای خوبم ای سبز پوش نور و روشنایی
گلدسته های جمکران نگران تر از همیشه سربه آسمان تنهایی میسایند بیا مولایم
کبوتران پرشکسته در خاکستری ترین بی سرانجامی به پرواز در میآیند
ندبه ام پایانی ندارد
طلوع کن خورشید من خودم برگ های پاییزی مسیر پر غبار ت را با اشک چشم می شویم و نرگسان مضطرب را به امید طلوعت صدا می زنم
سجاده ی من گلستانی از "امن یجیب"را بااقیانوسی از اشک به تصویر کشیده
بزرگوارم ادرکنی و لا تهلکنی

:: بازدید از این مطلب : 333
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : aseman1394
پنج‌شنبه 22 بهمن 1394

حماسه ای دیگر با دستان کوچک ما رقم خورد

امام خوبم ما چشمه های جوشانی هستیم که در رسیدن به اقیانوس بی انتهای افتخار گوش به فرمان شما آماده ی هرگونه جانفشانی هستیم

 


:: بازدید از این مطلب : 293
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : aseman1394
چهارشنبه 07 بهمن 1394
بسم رب الشهدا و الصدیقین

این دومین بار بود که یه شهید گمنام مهمون مسجد ما میشد .

اما من ...

من معتقدم که شهدا باید خودشون دعوتت کنن تا پیششون بری ...

این یه عقیده و ایمانه ...

نشد ولی ...

دیشب که مراسم وداع با این شهید گمنام در حسینیه ثارالله از تلویزیون پخش شد

حال و هوای خوشی داشت .

روضه مادر ...

تو ایام شهادت خانم حضرت زهرا (س) ...

کنار یه شهید ... یه شهید که مثل مادر بی نشون بود ...

حسابی عقده چند وقته رو میشد خالی کرد .

لمس تابوت یه شهید خداییش لیاقت می خواد ...

لیاقت ...

 

 

 

 

:: بازدید از این مطلب : 416
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : aseman1394
چهارشنبه 07 بهمن 1394

بسم رب الزهرا... سلام بر شهیدان... سلام بر آن دلاوران و مؤمنین جان بر کفی که به عشق خدا به جهاد رفتند. سلام بر شهید احمد کاظمی که مدیون این بزرگوار هستم. نمی دانم چرا هر وقت دلم می گیره اینجوری می شم...؟! یعنی دلم می خواد که با شهیدم یا با عزیز ترین کسم صحبت کنم، درد دل کنم و ... ولی یک چیزی که بر من حجت شده این است که شهدا حرف دلم را می دانند و نیازی نیست من بر ایشان ظاهر سازم. از چه بگویم ؟ از این وضع بگویم؟ از تنهایی رهبرم بگویم؟ از بی توجهی به امر رهبرم بگویم؟ از بی توجهی به مسائل دین بین مردم بگویم؟ از پایمال شدن خون شهدای هشت سال جنگ سراسر مقدس بگویم؟ از چی بگویم ؟ ! هــــان ؟!!! آیا شهدای ما رفتند تا برادران و خواهرانم اینطور با هم رابطه داشته باشند؟ آیا شهید دادیم که ظاهر خواهرم اینطور باشه؟ آیا ما امثال کاظمی ها دادیم تا دانشگاه بشود مبدا و مقصد گناه؟ این ها کدامش آرمان شهداست؟ هیــــــــــچ کدام.............. شهدا از ما خواستند راهشان را برویم. راه شهدا کجاست؟ راه شهدا را از کجا پیدا کنیم؟ جواب سوال را هم خود شهدا داده اند هم در عمل ثابت کردند و هم در گفتارشان... با تامل در کار این عزیزان به حرف شهید کاظمی می رسیم که فرمودند : ( شهدا از ما می خواهند راهشان را ادامه دهیم ، این راه روشنه روشنه ، فانوس به دست گرفته ایم ، برای چه ؟) آن شهیدی که شانزده سال زیر خاک دفن شده و هنگام تفحص و به وقت دیدن روی مبارکش آن بوی خوش بهشت از تن مبارک و خداییش بلند می شود ، به ما چه می گوید؟ به ما چه درسی می دهد؟ این درس که ازش گفتم درسی نیست که به ما در دانشگاه و حوزه درس بدهند. این درس را شما باید خودت برداری و خودت پرورشش دهی، با نماز ، روزه ، دعای خیر ، احترام به پدر مادر و ... حاج حسین خرازی که دستش را به عباس بن علی (ع) داد ، کسی هست که همه او را با قرآنش می شناختند. حسین خرازی ای که همیشه مشغول تلاوت قرآن بود و با خدایش عاشقی می کرد. این ها درس عاشقی است. در وصیت نامه ی یک شهید بیست ساله خواندم که : هر روز برای عشقم تکه ای از عشق نامه ام را می خوانم. (تکه ای از عشق نامه : سوره ی یاسین) شهدا با همین درس، خدایی و آسمانی شدند. نمی دونم بگم جای شهدا خالیست یا نه؟! بگم خالیست که فیض شهادت ارزش بی نهایت دارد. بگم خالی نیست که الان با این آدم ها چه کنیم ؟ خیلی سخته تو مملکت خودت که رهبر آن سید علی خامنه ایست نتونی حزب اللهی زندگی کنی توکلم به خداست و یاد خاکستر و سر رسول خدا می افتم. خیلی سخته ، بخدا سخته... حرف زیاد دارم و با این شعر تمومش می کنم : دیگر این خانه مرا تنگ بود ****** زندگی بی شهدا ننگ بود


:: بازدید از این مطلب : 2049
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : aseman1394
چهارشنبه 22 مهر 1394

این خاک که سرچشمه ایمان و یقین است

گویا گوهری ناب ز فردوس برین است

با علم و عمل عشق و یقین پیر و حقیم

مفتاح عادت به همه حال همین است

از کشمکش نور و سیاهی نهراسیم

آن جا که همه ظلم و تباهی به کمین است

ما وارث برحق امامیم همین بس

این توشه به هر انجمنی گنج ثمین است

جان بر کف و آماده همه گوش به فرمان

ایران سرفراز به گیتی چو نگین است




:: بازدید از این مطلب : 299
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : aseman1394
چهارشنبه 08 مهر 1394

حوصله ام سر رفته بود مادر گفت:پسرم بیا بازی با کلمات گفتم مادر حوصله ندارم مادرم گفت:این بازی واقعا بازی نیست یه تمرین برای حضور ذهن و شخصیت شناسیه

 

من هر بار یه کلمه میگم شما اولین چیزی که به ذهنت میرسه رو بگو

آخر کار با همه اون کلمات یه متن بنویس خودت از این نتیجه متعجب میشوی

شروع:

من میگم آسمان:بی ریا

ایران:سربلند

مدیر:جدیت

مشق:کوشش

چیپس:تبل تو خالی

رضایت:معلم

جایزه:نشاط

سیاه:دروغ

بیماری:بدبختی

بن بست:امید

خدا:نیاز

دریا:پهناور

دوست:وفا

مداد تراش:اصلاح

مادر:خورشید

پدر:کوه

خواهر:پشتیبان

غذا:نان

انرژی:قرآن

سایه:دیوار کاذب

من:تلاش

خورشید بی یاست،تکیه بر کوه زده و کوه عزیزترین پشتیبان و سربلندترین رفیق اوست

 


قـدرت کلمـات را دسـت کـم نگیـرید!

 

هر روز صبح با نشاط و امید به صحنه پهناور زندگی می تابد تا شاهد تلاش و کوشش و جدیت باشد که هر یک لحظه ایی از زنجیر ناگسسته ی طبیعت است برای کسب روزی و نان در زندگی بشر.

ضعیف نباشیم نکند با تکیه بر دروغ این دیوار کاذب خود بزرگی بین ولی تبل تو خالی بدبختی خود را قم بزنیم و رشد کنیم

و اما در این گیر و دار سهم من از این دنیا مهربانترین و عزیزترین معلم روزگار است قرآن این کلید سعادت ابدی من شاگرد کوچک مکتب ائمه هستم خرسندم چون عاقبت به خیر می شوم

ان شا الله


:: بازدید از این مطلب : 379
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : aseman1394
شنبه 14 شهریور 1394

لبانت خشکیده است تشنه ای و بی قرار آسمان هم با تو قهر کرده است دوردست ها هم خبری نیست
بر روی غصه هایت که راه می روم خش خش شکستن نمک زر پاهایم بیشتر دلگیرت می کند
کو آن پرندگان مهاجر تازه از راه رسیده؟
کو آن جمعیت مردمی که به هوای خنکی که به ساحلت می وزید دلخوش بودند؟
کو قایق هایی که راه درآمدی برای برخی از افراد نیازمند بودند؟
کو رنگ صورتی غروبهای دل انگیزی که به خاطر وجود جلبک های ریز درون آبت بود؟
نگاه کن فقط نمک مانده و بس
سفید و یک دست و یک رنگ با طنت خوب نمک گیرمان کرده
کاش باران ببارد
همه اش که تقصیر طبیعت و آب و هوا نیست ما مسئولیم
نه برنامه ریزی های کوتاه مدتمان درست است نه بلند مدتمان
ته مانده رودی که به گلوی خشکت می چکید را با بهره برداری های نادرستمان خشکاندیم
آسمان گریه کن بر این بی توجهی ها،این دریاچه نیازمند دستان بخشش توست،ببار و به همه ی غصه های این آب از یاد رفته پایان بده
من نمی توانم لبهای خشکیده ی او را ببینم و بی تفاوت باشم.
مهارلو ای آوای خوش آهنگ سرزمین پارس باز هم زندگی کن و میزبان مهمان ناخوانده و طبیعت دوستت باش
به یاد آن روز...

 


:: بازدید از این مطلب : 483
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : aseman1394
سه‌شنبه 27 مرداد 1394
برایم خیلی جالب بود که هر بار بحث انرژی هسته ایی توی تلویزیون پیش می یومد حتما در مورد آب سنگین هم حرف می زدند.
نمی دونستم آب سنگین یعنی چی؟!
از مادرم پرسیدم مگه آب سبک سنگین داره،مادرم گفت این یه نوع آب مخصوصه که از نظر شیمیایی با آبی که میخوریم و تو رودخونه و دریا و بارون وجود داره فرق داره.
 
 
بحث کشید به علم شیمی...
پسرم ما توی طبیعت چند عنصر دایم از که هر کدوم از اونها دارای اتم هستند اتم در هسته اش دارای ذراتی به نام پروتون و نوترون است و اطراف این دو ذره الکترونها با سرعت زیاد در حال چرخش هستند.
ولی در این میان  اتم هیدروژن فقط الکترون و پروتون دارد و نوترون نداره توی آب طبیعی به ازای هر7000 هیدروژن معمولی یک اتم هیدروژن مخصوص وجود دارد که نوترون توی هسته اش دارد به این هیدروژن غیر معمولی در تریوم می گوییم و اگر آب این نوع هیردوژن را داشته باشد به این آب،آب سنگین میگوییم.
 
اتم - الکترون - پروتون و نوترون
 
خیلی خوبه که ما بچه ها حالا که کشورمون تو زمینه ی انرژی هسته ایی پیشرفت زیادی کرده هر از گاهی با کمک بزرگترها و با استفاده از کتاب یا اینترنت اطلاعاتمون رو زیاد کنیم چون هر کس دانا ت باشد کمتر تحت تاثیر دروغ و شایعه و ندانم کاری قرار میگیرد.

:: بازدید از این مطلب : 2493
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران